۰۱۰۰× گرمای این روزها کجا و
گرمای دستهای تو کجا . . .
۰۰۹۹× زنده ماندن ِ من بی تو ؟!
هه ! مگر می شود !
۰۰۹۸× شاخه ای گل به من می دهی و در کنارم می نشینی .
چقدر دلم می خواهد بغلت کنم !
حیف که سالهاست مرده ام . . .
۰۰۹۷× از تو شکایت میکنم !
قاضی و متهم هر دو تویی . . .
۰۰۹۶× نبودی اما
جای خالی ات را پر کرده بودند
درد و زخم . . .
۰۰۹۵× وقتی که خیالت از همه راحته !
و از همه چی !
وقتی که همه چی داره خوب پیش میره
وقتی که دیگه هیچ ترسی از زندگی نداری و سینه رو سپر کردی
طوری میشکنی که ندونی از کجا خوردی !
پشت ِ سرت هم که نگاه میکنی هیچ غریبه ای نمی بینی !
۰۰۹۴× وقتی به این فکر میکنم که
چه ساده میشه چیزایی رو که ساختی از بین ببری ٬
و وقتی به این فکر میکنم که
چه سخته وقتی میخوای یه چیزی رو از نو بسازی ٬
دلم به حال خودم می سوزه که تازه میخوام خودمو درست کنم !
« من » ـی که تازه از بین رفتم . . .
۰۰۹۳× آدما خیلی زود می میرن !
حداقل توی دل ِ هم . . .
۰۰۹۲× وقتی توان ِ شکستن ِ قفس را نداری
خودت را به مُردن بزن !
۰۰۹۱× وقتی که « انسان » ـی .
وقتی که از هر کسی زخم میخوری !
و وقتی که عقده هایی در وجودت فَوَران میکنن
باید فکری کرد . . .
گاهی فکر میکنم باید « لـولـو » بود !
![]()
۰۰۹۰× به آینه که دیگه نمیشه
دروغ گفت . . .
۰۰۸۹× در را بسته ام !
جایی برای تو نیست .
امشب با درد همبسترم !
۰۰۸۸× دیگه به چیزای بد فکر نمی کنم . . .
حتی به تو !
۰۰۸۷× همیشه دلیلی هست
برای انکار اشتباهاتمان !
۰۰۸۶× کلاغی شده ام که دم صبح قارقار میکند
و خواب مردم را به فلانش هم حساب نمیکند !
۰۰۸۵× دیشب
بازم کابوس تو رو دیدم !
۰۰۸۴× صدای مهیبی تمام کوه را لرزاند
« خسته شدم ! »
سـ
ـقـ
ـو
ط
و داستان من اینچنین آغاز شد !
۰۰۸۳× بعضی وقتا از جلوی آینه که رد میشم
همش میگم این پسره کیه تو آینه !
باور کن نمی شناسمش .
می ترسم . . . نکنه آشنای تو باشه ؟!
۰۰۸۲× منتظر حادثه ای شیرینم .
زمانی که با نگاهت تصادف کنم . . .
و میکنم . . .
۰۰۸۱× دو تا چیز که وجودشون کنار هم خطرناکه بگو . مث سنگ و شیشه !
: من و تو ؟
![]()
۰۰۸۰× هنوزم موندم یهو چی شد !
منی که نقش اول این بازی بودم همون اول مُردم !
حتی « آلِن دِلون » هم آخر فیلم می مُرد نه همون اول . . .
۰۰۷۹× گِله ای نیست
چون
حوصله ای نیست . . .
۰۰۷۸× هیچکی منو نمی فهمه !
می فهمی نه ؟!!!
۰۰۷۷× حذف .
۰۰۷۶× همچون رنگی در زیر نور
رنگ باخته ام !
بی رنگ ِ بی رنگم . . .
۰۰۷۵× چه کار می شود کرد ؟!
خسته ام . . .
اما . . . دست و پا بسته ام !
۰۰۷۴× اون قدیما که گرگ گرگ بازی می کردیم
من گرگ میشدم و بقیه هم گوسفند !
بزرگ شدیم . . .
من هنوزم گرگم ولی دیگه گوسفندی نیس . . .
باید بازی رو جدی بگیری
دندون همه تیزه !!!
۰۰۷۳× وقتی دستت خالیه !
هیچ کاری نمی تونی بکنی !
هیچ کاری ها . . .
۰۰۷۲× گفت من میرم . . .
گفتم بی تو میمیرم !
۰۰۷۱× روزهای روشنمان تمام شد
باید با تاریکی سر کنم !؟
![]()