۰۴۴۰× زندگی همون زندگیه ٬ با همون حال و هواش !
فقط جووناش تغییر کردن !
ما به دنبال آزادی می گردیم
و پیداش می کنیم !
واسه رسیدن بهش هر کاری میکنیم !
زندگی عذاب میشه !
عذابش میکنن . . .
۰۴۳۹× چن سالی میشه که گوش به زنگم !
انتظار چیز بدیه !
مخصوصآ اگه طرفـــت عزراییل باشه . . .
۰۴۳۸× وقتی میخوای میوه ای رو از درخت بچینی ، مطمئن شو که رسیده باشه !
چون اگه کال باشه ، یه گاز که بزنی تُــفــِـش میکنی !
وقتی به رابطه های امروزی نگاه میکنم
منتظر روزی ام که درخت ها همه بی بَر بشن و
روی زمین
کُلی میوه ی گاز خورده ی کال . . .
۰۴۳۷× از پسری که رفیقا و هم بازیهای بچگیش
یا معتاد شدن
یا دزد شدن
یا مُردن
چه انتظاری میره جز اینکه بشینه یه گوشه ای و وبلاگ بنویسه ؟!
۰۴۳۶× یه قاعده توی اقتصاد خُرد هست که دوسش دارم !
استاد اونو با مثال توضیح میداد :
یه نفر رو تصور کنین که یه سیب بهش میدیم
میخوره و لذت بخشه واسش ! و دومی رو میخواد !
دومی رو میدیم و میخوره .
بازم مزه میده ولی نه مث اولی ! و شاید سومی رو بخواد !
سومی رو میخوره ! چهارمی ! . . . شاید دیگه نخوره !
به این میگن نقطه ی اشباع یا سیری !
شاید اگه یه گاز دیگه بزنه همه رو بالا بیاره !
۰۴۳۵× حذف
۰۴۳۴× راه ِ پُر پیچ و خمی ست زندگی !
تنهایی سفر کردن دیوانگی ست !
یا بیا همسفر شویم
یا
مجنون می شوم و به بیابان میزنم . . .
۰۴۳۳× چه از خانه باشد
و چه از دل !
جایی برای ماندن نیست
وقتی که رانده می شوی
۰۴۳۲× مثل درختی بی برگ در حسرت بهار
مثل برکه ای یخ زده در حسرت عبور
مثل پرنده ای کنج قفس در حسرت آزادی !
منتظر تو ام
که شروع کنم از نو
زندگی را . . .
۰۴۳۱× میگم خواب دیدم با فلانی تو پرایدش بودیم و تصادف کردیم !
میگه بذار کتاب تعبیر خوابو بیارم ببینیم چی میشه !
بعد با هم میگیم راستی پراید اون زمان چی میشه ؟!
خر ؟ قاطر ؟ شتر ؟ اسب ؟
و با هم میزنیم زیر خنده . . .
![]()
0430× حذف
0429× چشماش زندگی میده به آدم .
ولی من دارم میمیرم !
مشکل من اینه که
هنوزم سر به زیرم . . .
0428× متهم کیست
وقتی که تـو
چشمانم را دزدیـــده ای . . .
0427× وقتی همه خوابــَـند
بیداری ، دیوانــــــگی ست . . .
یا بخواب
یا
خود را به خواب بزن . . . !
۰۴۲۶× برای آدمها
فرقی نمیکند آدم باشی یا عروسک !
همین که بخواهند بازی کنند
باید بازیچه شوی . . .
۰۴۲۵× نگاه هایی که پُر از حرفند !
حرفهایی که پُر از دردند !
و دردهایی که پُر از سکوتند . . .
اگه « این » عکسو دیدی و هیچ حسی پیدا نکردی
تضمین میدم هیچوقت افسرده نمیشی !!!
۰۴۲۴× امشب وقتی « این »عکسو دیدم ، با خودم گفتم کاش اسلحه َش واقعی بود !
ازش میگرفتم هم اونو می کشتم و هم خودمو .
والا به خدا
جفتمون راحت می شدیم . . .
0423× تو فیلم Lost بود فک کنم ، زنه گفت :
گربه َم وقتی که مطالعه میکنم کنارم میشینه
با من میخوابه ، و خُرخُر میکنه . ولی . . .
بعضی اوقات اون منو گاز میگیره یا چنگ میزنه
اون این کار رو میکنه چون بعضی اوقات نمیفهمه اینجا امنیت داره !
به خاطر همین وقتی که گازم میگیره اونو می بخشم . . .
خیلی دوس داشتم این دیالوگ رو . . .
۰۴۲۲× تضاد ِ جالبی ست بین جسم و روحمان . . .
موهای سرمان روز به روز سفیدتر می شوند
و خودمان روز به روز ،
رو سیاه تر . . .
۰۴۲۱× جدیدآ عاشق این شدم که وقتی برف میاد ،
برنجی ، گندمی ، چیزی بپاشم که گنجیشکا و یاکریما بخورن .
طوری شده که وقتی میرم تو حیاط دیگه فرار نمیکنن .
البته هنوز نمیدونم دیگه باهام رفیق شدن
یا اصلآ ، آدم حسابم نمیکنن !
![]()
0420× میگه سعی کن تو راهی که خودت انتخاب کردی گم نشی !
با خودم میگم :
« آخه کدوم عنکبوتی تو تار ِخودش گیر میکنه ! »
بعد با یه پوزخند جوابشو میدم : خیالت راحت ! حواسم هَس . . .
0419× بالهایمان قیچی شد و به زمین افتادیم .
بی آنکه بدانیم گناه ما چه بوده !
به ما چه که کسی هوس سیب کرده بود ؟
0418× همیشه تو ذهنم یکسال رو یه نفر تجسم میکنم که عاشق شده !
اوایلش خوشه
کم کم یه چیزایی میفهمه .
افسرده میشه
و فقط اشک میریزه .
و شاید باز . . .
0417× میگه سگــ َم وقتی بزرگ میشه دیگه میره پی ِ زندگی ِ خودش !
چی بهش بگم وقتی که
بچه ی خودشو با سگ مقایسه میکنه . . .
0416× وقتی که از همه ناامیدی .
از زندگیت
از دوستات
کسانی که میتونستی بهشون تکیه کنی
اونایی که میشناسی
و حتی خانواده َت . . .
0415× و همیشه در لحظات تنگ
کسی هست که به دادم میرسد .
آ کریم ؟
بازم خودت . . .
۰۴۱۴× جانم به لبم رسیده !
بیا !
جان و لب ،
هر دو مال تو . . .
۰۴۱۳× گوشهامون پر شده از حرفهای قشنگ !
حرفای خوب
حرفای بزرگ
حرفایی که فقط حرفـَـن !
۰۴۱۲× و من هنوز معتقدم
چیزی که بد باشه ، خوب شدن تو کارش نیس !
فقط بعضی وقتا یادش میره بد باشه .
همین . . .
۰۴۱۱× گوشه ی خونه خلوت کردم با خودم !
به یاد روزهایی که بزرگترین دغدغه َم این بود که بزرگ شم .
روزهایی که بزرگ میشدم و دغدغه هام بیشتر میشدن .
روزهایی که بزرگ شدن رو تجربه کردم .
روزهای مُرده .
به یاد کودکی . . .
![]()
0410× جایی نمانده بود که نباشی
جایی نمانده بود که نباشم
دلهایمان را به هم هدیه کردیم . . .
0409× نه شعری برایمان سرودند و نه قصه ای گفتند !
رازی بود بین ما .
بین ِ ما فقط .
بین ِ من و تو . . .
0408× اسیر ِ مهربانی شده بود
مهربانی های بی پایان
و نیز
اسارت ِ بی پایان . . .
0407× قرار شد یکی از ما قربانی شود .
پیش از آنکه بدانی
جان داده بودم . . .
0406× رویایی فکر کردن هم عالم ِ خودش را دارد
امـــــــ ـــا
حتی در رویا هم دیگر نمی توان بی دغدغه بود !
0405× خود را باخته بودم
زندگی را هم
بندگی
اعتقاد
امید
و حتی شجاعتم را هم .
هیچ امیدی نبود
تا اینکه تو آمدی . . .
0404× جایی که ظلم بیداد میکنه ، عاقبت ِ یه شورشی چیه ؟
مرگ ؟
یا
آزادی ؟
0403× چه آسمان ِ شب صاف باشد و چه ابری !
مرا هیچگاه نخواهی یافت .
آری .
من همان ستاره ی خاموشم در میان این همه ستاره . . .
0402× گذری بر زمان
سکوت
اشک
خنده
دیوانگی
و
حـــ ـــســـ ــر تـــــــــ
0401× من ،
زیر باران ، تنها ، پیاده ، پشت ِ ویترین ِ مغازه ، نگاه ِ یک عروسک .
و در این هیاهوی بارانی
یاد چشمان ِ معصومَت افتاده بودم . . .
![]()