۰۴۹۰× هی کبوتر !
چشمهایم تا بیکران
همسفر تو می شوند .
راه ِ ما یکی ست پس
آنها را می بندم و
« تق ! »
آزادی . . .
و آخرین شعر شاعر ، اینچنین شد . . .
۰۴۸۹× تقصیر خدا چیه
وقتی خودمون راه ِ میانبر دوس داریم ؟!
۰۴۸۸× اگه قراره به چیزی شلیک کنی بُکُشش
وگرنه
برو کاموا بباف . . .
+ دیالوگ . فیلم J.I.Joe
۰۴۸۷× کجایی که ببینی اشکهایم
صف کشیده اند و با اشتیاق
به گونه ام می رسند .
می دانی ؟
تا به حال اینچنین چشمهایم
مشتاق ِ دیدارت نبوده اند . . .
۰۴۸۶× وقتی آخر یه فیلم رو می دونی
دیگه دیدنش هیچ لذتی نداره .
زندگی منم
یه چیزی تو همین مایه هاس . . .
۰۴۸۵× میای گرگ گرگ بازی کنیم ؟
قول میدم دیگه گاز نگیرم !
۰۴۸۴× بازی با کلمات
کار هر روز من است !
من ، پایان ، اشک ، تو ، غم ، تنهایی . . .
چه باید کرد با کلماتی که جز جدایی حرفی ندارند . . .
۰۴۸۳× قصه از این قراره که همیشه
وقتی به آخر قصه می رسی
تازه می فهمی نقش اول داستان خودت بودی .
میخوای از نو شروع کنی ولی
حیف که دیگه دیر شده .
خیلی دیر . . .
۰۴۸۲× گرگی که احساسش واسش تصمیم میگیره ،
از یه بَره هم راحت تر کشته میشه . . .
من هیچوقت گرگ خوبی نبودم !
۰۴۸۱× توی یه روز ابری
باریدن چقد لذت بخشه .
وقتی که واسه تو باشه . . .
![]()
۰۴۸۰× دنیا داره تموم میشه .
کجای کاری ؟
۰۴۷۹× حذف
۰۴۷۸× با هزار بدبختی یه پروژه ی حسابداری انگلیسی جمع و جور میکنم .
بعد از هفت هشت روز ترجمه و ویرایش و قالب بندی ،
می برم تحویل استاد میدم .
بدهکار هم میشم ! میدونی چرا ؟
میگه : « این کار ِ یه آدم حرفه ایه ! »
حالا بیا و درستش کن .
تقصیر من چیه که حرفه ای کار کردم ؟
مــمـــلـــ ـکــ ـتــه داریم ؟!
۰۴۷۷× مشکل من اینه که وقتی گناهی میکنم ، از خدا خجالت می کشم .
واسه همین دیگه روم نمیشه نماز بخونم !
روم نمیشه کارای خوب انجام بدم !
روم نمیشه خوب باشم !
واسه همینه که همیشه من بد میشم و شما خوب !
خوش به حالتون . . .
۰۴۷۶× وقتی توی لجن گیر می کنم
یه تلنگر بزن
باقیش با من . . .
جناب خدا !
۰۴۷۵× شبها
یه جُغد کوچولو میاد رو درخت کنار خونه و می خونه !
صداشو می شنوم هر شب .
دیشب نیومد !
فک کنم اونم جُُفت پیدا کرده . . .
۰۴۷۴× ما « من + رفیقام »
یه قانون داریم !
« رفیقی که خیانت (کرد) رو باید *** »
آفرین ! درست فهمیدی !!!
۰۴۷۳× مشکل ما آدما اینه که همیشه دوس داریم خودمون همه چیو تجربه کنیم .
پس تا میتونی فرار کن ! ولی
یه روزی به این حرفم میرسی که
هیچ چیزی ارزش جنگیدن رو نداره
جز همین زندگی ِ سگی که داری دور و دورتر میشی ازش . . .
۰۴۷۲× تو کوچه میگم مادر بذار کمکت کنم .
وقتی به در خونه َش می رسیم دستشو بالا می بره و دعا میکنه واسم
: الهی پیر شی جوون .
: ممنون مادر . . . « و تو دلم حالم میگیره ! »
نمی دونه خیلی وقته دعاش گرفته . . . !
۰۴۷۱× دستاشو مشت کرده و میاره جلوم !
: گل یا پوچ ؟
دست راستشو میگیرم و با اطمینان میگم پوچ !
باز میکنه و خالیه .
بدون اینکه بذارم دستاشو ببره پشت ، دست چپشم میگیرم و میگم اینم پوچ !
بعد از کلی جرزنی باز میکنه و خالیه . . .
و مث خیلیهای دیگه میگه :
حسین همش فک میکنم از جهنم اومدی . . .
![]()
۰۴۷۰× واسه یکی مث من دنیا سیاه تر از این نمیشه !
آینده ی سیاه ! « آینده ای که دارم »
چهره های سیاه ! « چهره هایی که می بینم »
حتی نوشته های سیاه ! « حرفای خودم »
همیشه با خودم میگم :
« تو آفریقا که نیستیم !
پس شاید مشکل از چشمای سیاه ِ منه . . . »
۰۴۶۹× کسی چه میدونه ؟
شاید همین فردا پس فردا یه کاره ای شدیم !
همتونو آوردیم تو باند خودمون !
مــمــ ـلکــ ـته داریم ؟!
۰۴۶۸× چقد دلم « برات » می سوزه
وقتی دارم می بینم که
به هیچکدوم از آرزوهات نرسیدی . . .
عکس : فروردین ۱۳۷۴
۰۴۶۷× تجربه ثابت کرده که
هر کی پشت به خدا کنه چنان با کله زمین می خوره که
تا عمر داره باید رو به عقب راه بره !
خدا مردی و نامردی حالیش نیس .
پشت بهش کنی میزنه . . .
۰۴۶۶× گذر فصلها مهم نیست ، وقتی تو نباشی .
« من » و « اتاقم » پاییز می مانیم
تا تو بیایی و بهاری کنی
وجودمان را . . .
۰۴۶۵× نمیدونم چن نفرتون « بوچ کسیدی و ساندانس کید » رو دیدین !
عاشق آخر ِ اون فیلمم
وقتی که « نیومن » و « ردفورد » آماده ی فرار میشن .
بی خبر از اینکه مرگ با اسلحه های پُر منتظرشونه !
همیشه با دیدن اون صحنه ، یاد زندگی می اُفتم
و آینده ای که منتظرمونه . . .
۰۴۶۴× زندگی یه زمین فوتباله !
همیشه اون تیمی برنده نیس که زیبا بازی میکنه !
همیشه نتیجه توی زمین ِ بازی رقم نمیخوره !
همیشه هم یه تیم برنده یا بازنده نداریم !
بعضی وقتا کم کاری بازیکن ها
بعضی وقتا اشتباه ِ مربی
بعضی وقتا تبانی
و بعضی وقتام ناداوری . . . !
۰۴۶۳× تا کجا باید دنبالت بیام ؟
به تو رسیدن اینقد سخت بود ؟
شاعر گفت عاشق خودش راهشو پیدا میکنه !
بعضی وقتا به خودم شک می کنم . . .
۰۴۶۲× میدونی ؟
« شانس » یه چیزی تو مایه های الکله !
وقتی دو سه پیک میخوری ، هی دوس داری برات بریزن و سر بکشی !
اونقد میخوری که بدون اینکه خودت بخوای بالا میاری و
هر چی حال کردی از حَلقـِت بیرون میاد !
تازه !
کاش فقط از حلقت بیرون بیاد !
هیچوقت بد مستی نکردم . ولی اینجور شانسی رو نخواستم !
واسه همین پیکم خیلی وقته مزه ی چیزیو نچشیده . . .
۰۴۶۱× عادت قدیمیه من اینه که وقتی کسی از چشام میافته ،
دیگه راه بازگشتی نیس !
دقیقآ مث اینکه بری روی برج میلاد و بپری !
چیه ؟
یعنی « چشمام » از برج میلاد کمتره ؟!
![]()