۱۱۵۸× می شناسد مرا

که هر غروب از این حوالی می گذرم

و دستها و چشمهایم را پنهان می کنم

که زخم هایم را نبیند

آن زن فالگیر


   حسین حیدری 

۱۱۵۷× دل پاک ات را نشانه گرفته و به فکر فرو می روم

" چه ساده به دام افتادی "

و من مانده ام و وجدانی که گُر گرفته است

 

نه اینکه بخواهم فراری ات دهم

نه !

دلم نمی آید شکارت کنم ، لعنتی !


   حسین حیدری 

۱۱۵۶× معامله می کنی ؟

تو هرچه می خواهی ببر

من چیزی نمی خواهم !

فقط

به آخر اسمم « میم » اضافه کن

و به یادم بیاور

که مال تو ام


   حسین حیدری 

۱۱۵۵× بین خودمان باشد

از وقتی که صیاد شده ای

به هیچ تیری « نه » نمی گویم


   حسین حیدری 

۱۱۵۴× دختری تنها کنار خیابان

بوق ماشین ها

نوری که کور می کند راننده ها را

و صدای ترمزی سهمگین !

 

از این سو تا آن سوی خیابان را می دوم

چشمهایم را می بندم

و پشت می کنم به تمام باورهایم


   حسین حیدری 

۱۱۵۳× عاشق بارانم

اما

از ابری هراس دارم که گوشه ی چشمم کمین کرده

ابری

بدون فصل و هنگام

HoSsEiN


   حسین حیدری 

۱۱۵۲× قفس

جای مرده ها نیست

 

جای دل مرده هاست

 

√ « اینجا »


   حسین حیدری 

۱۱۵۱× ماهی کوچکم مُرد

قناری ام پرید و رفت

دوچرخه ام شکست

. . .

سالهاست

به هرچه دل می بندم

از دست می دهمش

راستش را بگو

تو که می مانی ؟


   حسین حیدری 

۱۱۵۰× هنوز هم که هنوز است

نمی دانم

شبنم صبحگاهی گلها

اشک ِ شوق ِ دیدار آفتاب است

یا

اشک ِ غم ِ رفتن ماه


   حسین حیدری 

۱۱۴۹× در ِ قفس را باز می گذارم

و قناری ام روی آن می نشیند

زیر لب زمزمه می کنم

" رفتنی ها

              رفتنی اند

رفتنی ها

              رفتنی اند

رفتنی ها

              . . .  "

و می پرد

                   مثل تو


   حسین حیدری 

۱۱۴۸× خودمان که وزنی نداریم

این لرزشها

و این تشنج های پی در پی

از سنگینی دردهای ماست

که زمین را به درد آورده است


   حسین حیدری 

۱۱۴۷× گارسون ؟

یک فنجان خواب لطفآ !


   حسین حیدری 

آه دخترک فال فروش

آن نگاه ِ لعنتی ات را عجیب دوست دارم

وقتی که با بغض می پُرسی

" راضی هستی عمو ؟ "


   حسین حیدری 

۱۱۴۶× خاک بود و خاک بود و خاک !

اشک بود و اشک بود و اشک !

صدای ناله می آمد

به خودم آمدم

من بودم و دنیایی که قرن ها پیش زمین خورده بود !


   حسین حیدری 

۱۱۴۵× ماهیگیر

با خنده ای بر لب

شبانه به دریا زد

ماهی ها می خندیدند

و ماه لای تورش گیر کرده بود

 

لقمه ی بزرگی بود !

 

آن شب

ماهیگیر

هرگز به ساحل برنگشت . . .


   حسین حیدری 

۱۱۴۴× اگر از ابرها بپرسید که چرا می بارند

گمان نمی کنم پاسخ محکمی داشته باشند

مردها اما

هر قطره اشک ٬ دنیایی ست برایشان


   حسین حیدری 

خسته شدم از بیراهه رفتن

راهو نشونم بده رییس


   حسین حیدری 

۱۱۴۳× نمک و زخم و درد و این حرفها را بی خیال !

دردی که تو باشی

آرامشی ست شبیه بیهوشی !

 

من این دنیا را نمی خواهم

می گذاری در دنیایت بمانم ؟


   حسین حیدری 

۱۱۴۲× چند قطره خون کافی ست

تا جانی گرفته شود !

 

جسمی که سالها زنده می ماند

بی روح

با تن


   حسین حیدری 

۱۱۴۱× شال ات را محکم ببند بانو

هوای این شهر مسموم است . . .


   حسین حیدری 

۱۱۴۰× سه روزه هیچی نخورده

میگه

دلم گرفته !


   حسین حیدری 

۱۱۳۹× چشم های من خیلی حرف دارن

برعکس ِ چشمهای تو

که حرف ندارن . . .


   حسین حیدری 

۱۱۳۸× واسه یه محکوم به مرگ

یه قاشق ِ ساده تو سلول انفرادی

روزنه ی امیده !

 

تلاش برای آزادی . . .


   حسین حیدری 

حسین ۷ . عاشق خدا . مردی که می خندد . من و تو .  مرد مرده .

عنکبوت آبی . گرگ نما ۱ . گرگ نما ۲ . مورچه ی کثیف . کلاغ سیاه .

لِی لِی . رنگهای تو خالی . ماه ِ من . سقوط . آقای ح جیمی .

پدرخوانده ی جوان . سیاه مشق . سبز مثل ِ . . .

ملودیک ِ عزیزم

هیچوقت فک نمی کردم بعد از جاهایی که حذف کرده بودم

بتونی سه سال دوام بیاری

مرسی که هوامو داری

روزت مبارک رفیق . . .


   حسین حیدری 

۱۱۳۷× یادمان باشد که هر گلی ارزش بوییدن ندارد !

چه بسا گلهای قالی

که هر روز لگدمالشان می کنیم . . .


   حسین حیدری 

۱۱۳۶× بچه که بودم

وقتی بارون شدید می شد

می رفتم رو پشت بوم

می گفتم

" خدا گریه نکن

بیا با من حرف بزن آروم شی "

یادش بخیر

چه دل بزرگی داشتم . . .


   حسین حیدری 

۱۱۳۵× سرما

هشتمین سین سفره ی ما بود

 

√ و دوباره زندگی میره رو روال عادیش .

سال خوبی داشته باشید بچه ها . . .


   حسین حیدری 

۱۱۳۴× حذف شد . . .


   حسین حیدری 

۱۱۳۳× به هر فصلی که دل بستم

رفت

حتی

فصل های کوتاه ِ زندگی ام


ادامه مطلب

   حسین حیدری 

۱۱۳۲× حوض هم نداشت خانه مان

که شب ها ماهی شوم

و روی ماه َت را ببوسم . . .


   حسین حیدری 

۱۱۳۱× از نظر یه آدم بدبین

وقتی به کسی شلیک کردی

حتی اگه افتاده بود و داشت جون می کند

باید تو چشاش زل بزنی

و تو مُخش خالی کنی تیر بعدی رو . . .


   حسین حیدری 

 « سایز اصلی »


   حسین حیدری 

۱۱۳۰× من آدم خوشبختی ام

که مهمترین بخش زندگی ام

تو بوده ای

 

ماهی اگر نبود

ماهیگیر هم نبود . . .


   حسین حیدری 

۱۱۲۹× « دوستت دارم » هایت پیشکش

کمی دوستم بدار . . .


   حسین حیدری 


ادامه مطلب

   حسین حیدری 

جدای از تمام مسائل دیگه

آدم وقتی بزرگ میشه

دیگه حتی کسی بهش عیدی نمیده . . .


   حسین حیدری 

۱۱۲۸× دارم به این فک می کنم

اگه من بمیرم

کسی می فهمه تو قاتلی ؟

 

بازم نگام کن

با اون چشمای لعنتیت . . .


   حسین حیدری 

۱۱۲۷× می دانم دیگر بهار است

می دانم این را !

اما باور کن

هنوز هم سرد است

هنوز هم زمستان میهمان دل هاست . . .


   حسین حیدری 

۱۱۲۶× سال نو کجا بود بابا !

این زندگی که همونه . . .


   حسین حیدری 

۱۱۲۵× این که از روز اول سال جدید خونه خالی میشه

نشون از چیزیه که دوس دارم

ت ن ه ا ی ی


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها