۱۲۱۶× همه پرنده شدن !

ادعای تک‌پری دارن

ولی خوب می پرن


   حسین حیدری 

۱۲۱۵× بگذار دیگران هرچه می خواهند بگویند

من و تو

ماهی های کوچکی هستیم

که به دریا می رویم . . .


   حسین حیدری 

گرچه مهم نیست

اما

من رای نـــمی دهم . . .


   حسین حیدری 

۱۲۱۴× برایم کمی لالایی بخوان

شاید از این کابوس

تو بیدارم کنی !

   حسین حیدری 

۱۲۱۳× این حلقه گشاده واسه انگشت من

می ترسم گمش کنم

گمت کنم . . .


   حسین حیدری 

  « سایز اصلی »

   حسین حیدری 

۱۲۱۲× من آخرین تفریق زندگی ات خواهم بود

خیالت جمع . . .


   حسین حیدری 

۱۲۱۱× آن نگاه لعنتی زمین گیرم کرد

وگرنه من از سالها پیش ساز رفتنم کوک بود . . .


   حسین حیدری 

۱۲۱۰× اینکه وقتی دستامو می گیری عرق می کنم

اینکه وقتی نگام می کنی اشک تو چشام جمع میشه

اینکه وقتی اسمتو میگم صدام می لرزه

اینکه وقتی سرت رو شونمه قلبم تند تند می زنه

. . .

میگن اینا نشونه ی عاشقیه

ولی تو باور نکن . . .


   حسین حیدری 

۱۲۰۹× من نان می آورم

تو آجر می کنی

 

رییس ؟

بازی دیگری بلد نیستی ؟


   حسین حیدری 

۱۲۰۸× فک کن

مجبور بشی به کلاغ سنگ بزنی

که نیاد جوجه یاکریم گوشه ی پنجرتو بخوره !

دیگه حتی ادعای کلاغ بودنم ندارم . . .


   حسین حیدری 

۱۲۰۷× زندگی مزرعه ی نفرین شده ای ست

که عشق می کاریم و

کینه درو می کنیم . . .

 

√ عاشقانه اش نکنید . . .


   حسین حیدری 

۱۲۰۶× روی ماسه ها

ماهی کوچکی افتاده بود

که به موهای تو دل بسته بود

 

کاش هرگز به ساحل نمی آمدی . . .


   حسین حیدری 

۱۲۰۵× از خودم می پرسم

تو کی هستی ؟

می خندم

من کی هستم ؟


   حسین حیدری 

۱۲۰۴× بچگی کردیم

می دانم...

اما

این دیوار لعنتی جزای کارمان نبود

 

کاش توپ پلاستیکی مان

هرگز شیشه ی پنجره را نمی شکست


   حسین حیدری 

نفس بکش

نفس بکش لعنتی

میگم نفس بکش

نفس بکش عوضی

. . .


   حسین حیدری 

Within Living Memory

   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها