۰۱۲۳۴× هی گارسون ! رو این میز چسبناکه یه کم !

- چشم . الان میام تمیز می کنم . . .

 

+ درکش سخته یه کم...


   حسین حیدری 

هرکی پرسید سلام چطوری ؟

جواب ، یک کلام ، دکوری

شُکر ! یعنی داغونی

ممکنه از زندگی هر آن ببُری !

 

آهنگ : یاس - آمین

√ « شُکر » کلمه ای که چند ساله تکیه کلامم شده !

جالب بود !


   حسین حیدری 

 « سایز اصلی »

عکس های قبلی « اینجا »


   حسین حیدری 

۱۲۳۲× من عاشق سقوط بودم

چشمان تو بهانه بود

 

√ از نوشته های قدیمی


   حسین حیدری 

۱۲۳۱× : عمو قرآن می خری ؟

- نه عزیزم . تو کیفم چن تا دارم . هر بار از خودت خریدم

: تو رو خدا بخر

- نمی خوام فدات شم .

: تو رو خدا عمو

- قربونت برم اگه داشتم که می خریدم .

: تو رو خدا یه دونه عمو

- قربون چشات برم ندارم .

: عمو فقط یه دونه

- ندارم فدات شم . می دونی ندارم یعنی چی ؟ ندارم قربونت برم

: باشه عمو

(و یک روز طاقت فرسای دیگر با خنده های تلخی که پایانی ندارند...)

تف


   حسین حیدری 

بخند ملودیک !

بخند

تلخ ترین لبخند دنیا را تقدیم تو می کنم

که تلخ ترین حرف ها را به تو گفته ام

با تو گفته ام

 

هه 

تولدم مبارک . . .


   حسین حیدری 

۱۲۳۰× خدا هم بازی اش گرفته بود

و تو را آفرید !

مثل ما انسان ها که قیچی می سازیم

و بندها را به هم گره می زنیم

 

من که می دانم !

 

تو آمده بودی که مرا تکه تکه کنی


   حسین حیدری 

۱۲۲۹× از بامتان که می گذشتم

دستهای کوچکت را دیدم که دانه می پاشید و بی ریا بود !

نه اینکه بترسم و نخواهمت

نه !

اینکه نمی مانم تقصیر تو نیست

تقصیر سنگ هایی ست که سالها بر پیکرم نشانه رفته اند


   حسین حیدری 

عکس هایی که می گیرم . « اینجا »


   حسین حیدری 

۱۲۲۸× بازی شرطی بود و طرف نیمه ی اول سه گل خورده بود

بین دو نیمه بهش گفتم به معجزه اعتقاد داری ؟

گفت آره . این نیمه سوراخ سوراخت می کنم !

بازی پنج هیچ تموم شد

دستگیره رو زمین گذاشتم و گفتم

دیگه اعتقاد نداشته باش

 

√ به یاد کلوپم...


   حسین حیدری 

۱۲۲۷× ترسم از این است که

باد هم

عاشق موهای تو شده باشد . . .


   حسین حیدری 

۱۲۲۶× نه می خواهم ماهی باشم که به دریا بزنم

نه پرنده

که اوج بگیرم و نقطه ای باشم در آسمان !

من آرزوهای بزرگی ندارم

تنها به جاده ای قناعت می کنم

و مقصدی که رضایت تو باشد

 

√ می فرمایند :  بُزک نمیر بهار میاد !


   حسین حیدری 

انصافآ از صب کلا دچار بحران هویت شدم

حتی تو فیــس بــــوکم نوشتم اینو !

اگه « این » منم ٬ پس « این » کی بود ؟ :|


   حسین حیدری 

۱۲۲۵× ما در جامعه ای بزرگ شده ایم که مردمانش

هنگام دریدن گرگ می شوند

هنگام پریدن ، کلاغ !

 

انتظار اهلی شدن بیهوده است . . .


   حسین حیدری 

  « سایز اصلی »

عکسهای قبلی « اینجا »


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها