1554× : نمی دونست داره باهام چیکار می کنه
- تو که می دونستی..
![]()
1553× نشونی همون نشونیه
آدم همون آدمه
ولی انگار یه چیزایی عوض شده و تو بیخبری
خیلی سخت میتونی بشناسی
کسی که الان میبینی رو
با اون کسی که قبلا میشناختی..
![]()
1552× برگه رو که پُر می کردم یه جاش نوشته بود :
"نام و تلفن دو تن از دوستان نزدیک خود را که با آنها رابطه ی فامیلی ندارید بنویسید"
به جز اون قسمت ، باقیشو پُر کردم و برگه رو تحویل دادم .
یه نگاه بهش انداخت و گفت اینجارَم پُر کن بعد برو تو .
لبخند زدم
گفت ولش کن مهم نیست
و لبخند زد..
![]()