1554× : نمی دونست داره باهام چیکار می کنه

- تو که می دونستی..


   حسین حیدری 

1553× نشونی همون نشونیه

آدم همون آدمه

ولی انگار یه چیزایی عوض شده و تو بی‌خبری

 

خیلی سخت می‌تونی بشناسی

کسی که الان می‌بینی رو

با اون کسی که قبلا می‌شناختی..


   حسین حیدری 

1552× برگه رو که پُر می کردم یه جاش نوشته بود :

"نام و تلفن دو تن از دوستان نزدیک خود را که با آنها رابطه ی فامیلی ندارید بنویسید"

به جز اون قسمت ، باقیشو پُر کردم و برگه رو تحویل دادم .

یه نگاه بهش انداخت و گفت اینجارَم پُر کن بعد برو تو .

 

لبخند زدم

 

گفت ولش کن مهم نیست

و لبخند زد..


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها