1584× یه جایی از زندگی هست

که دیگه نه چیزی خوشحالت می‌کنه ، نه ناراحت

و یه حسِ «به شُخمم»ِ خاصی تو نگاهته!

به هرچیزی که نگاه می‌کنی ، حس می‌کنی برات اهمیتی نداره.

فقط خشم تو وجودته. فقط عصبانی هستی.

و دوس داری همه چی رو به هم بریزی.

یه جایی از زندگی هست

که بهش میگن سیم آخر

به اونجا که می‌رسی

فقط دلت می‌خواد زودتر تمومش کنی.. تمومت کنه..

 

√ از عواقب دیدنِ فیلم Logan - 2017


   حسین حیدری 

فیلم خوب ببینیم

Groundhog Day - 1993

(اطلاعات بیشتر)


   حسین حیدری 

1583× حذف شد..


   حسین حیدری 

1582× ریشِتو می‌تراشی

یه ساعت بعد ، یه بازی تو صورتت شکل می‌گیره

یه دونه مو داد می‌زنه :  هرکی آخر شه خره !

و اینجوریه که بعد از یه ساعت ریشِت درمیاد :|


   حسین حیدری 

1581× اگه از اولین شانست بهترین استفاده رو کردی ، بُردی

اگه نکردی ، بیخیالِ بازی شو

معمولا قمار از چیزای کوچیک شروع میشه

و وقتی نمی‌بَری ، کم کم چیزای بزرگتری رو اون وسط میذاری

 

یهو یه جایی به خودت میای که دیگه کار از کار گذشته

و زندگیت و تک تکِ چیزایی که داشتی رفتن اون سمتِ میز


   حسین حیدری 

یکی از خصوصیات خوب یا بدی که دارم اینه که

معمولا تک تکِ پُل های پشتِ سرمو خراب می‌کنم که به عقب برنگردم (نقطه)

اعتقادم اینه که کلا بازگشت به عقب اشتباهه

حالا هرچقدرم که می‌خواد خوب باشه واسه آدم (نقطه)

بماند که N بار ضربه خوردم سر این قضیه

ولی خب بهش معتقدم و زندگیمو می‌کنم

بدون اینکه حتی به پشتِ سر نگاه بندازم (سه‌نقطه)


   حسین حیدری 

نوستالژیِ بقیه بودیم

وقتی که حتی نوستالژی داشتن مُد نبود :)


   حسین حیدری 

1580× همیشه اون سیبی که روی دورترین شاخه ست

وسوسه انگیزتره


   حسین حیدری 

1579× : آدم وقتی به گذشته نگاه می‌کنه

دوس داره یه چیزایی رو هیچوقت از دست نده.

- مثلا چیو؟

: مثلا...

تو رو


   حسین حیدری 

فیلم خوب ببینیم

Manchester By the Sea - 2016

(اطلاعات بیشتر)


   حسین حیدری 

1578× غمگین

مثلِ کسی که عزیزترینش

بهش بگه "شما"


   حسین حیدری 

1577× یه وقتایی هم هست که داری از پله‌های پل‌هوایی بالا میری

و مردمی که دارن از تو خیابون رد میشن جوری نگات می‌کنن

یه جوری که انگار داری از دیوارِ برلین عبور می‌کنی

و لابد از خودشون می‌پرسن که چرا هیچ تیری به سمتت شلیک نمیشه؟

 

اون لحظه

تو نقشِ یه هدف رو بازی می‌کنی که به سمتش فحش شلیک می‌کنن

و با هر پله ای که بالا میری باید جا خالی بدی و بگی " آینه " :) 

 

* دیوار برلین


   حسین حیدری 

1576× بیا فرض کنیم پُستِ قبلی حقیقت داشت.

 دستاتو می‌گرفتم و بازی رو ذخیره می‌کردم.

 

هربار که می‌باختم

بازی

از تو شروع می‌شد..


   حسین حیدری 

1575× بارها پیش اومده که یه کاری رو انجام دادیم

و حس کردیم قبلا همین اتفاق رو با تک تکِ جزییاتش دیدیم

نمی‌دونم دلیلش چی می‌تونه باشه

یعنی ممکنه زندگی ما هم یه تکرار باشه؟

مثل یه بازیِ کامپیوتری؟

که یه مرحله رو می‌خوایم رد کنیم ولی می‌بازیم و از نو شروع می‌کنیم؟

یعنی ممکنه هربار از خواب بیدار شیم

و از جایی شروع شه که قبلا Save کردیم؟

 

√ اثرات سریال Westworld


   حسین حیدری 

1574× دوربین را برمی‌دارم

و با یادِ تو

عکسی دو نفره می‌اندازم

لبخند می‌زنم

و هیچکس

تنهایی را در عکس نمی‌بیند


   حسین حیدری 

1573× یه وقتایی هم تو زندگی هست

که هر کاری که می کنی

هر حرکتی که انجام میدی

هر راهی که میری

به یه چیزِ خاص

به یه راهِ خاص

به یه نفرِ خاص ختم میشه..


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها