1584× یه جایی از زندگی هست
که دیگه نه چیزی خوشحالت میکنه ، نه ناراحت
و یه حسِ «به شُخمم»ِ خاصی تو نگاهته!
به هرچیزی که نگاه میکنی ، حس میکنی برات اهمیتی نداره.
فقط خشم تو وجودته. فقط عصبانی هستی.
و دوس داری همه چی رو به هم بریزی.
یه جایی از زندگی هست
که بهش میگن سیم آخر
به اونجا که میرسی
فقط دلت میخواد زودتر تمومش کنی.. تمومت کنه..
√ از عواقب دیدنِ فیلم Logan - 2017
![]()
Groundhog Day - 1993
![]()
1583× حذف شد..
![]()
1582× ریشِتو میتراشی
یه ساعت بعد ، یه بازی تو صورتت شکل میگیره
یه دونه مو داد میزنه : هرکی آخر شه خره !
و اینجوریه که بعد از یه ساعت ریشِت درمیاد :|
![]()
1581× اگه از اولین شانست بهترین استفاده رو کردی ، بُردی
اگه نکردی ، بیخیالِ بازی شو
معمولا قمار از چیزای کوچیک شروع میشه
و وقتی نمیبَری ، کم کم چیزای بزرگتری رو اون وسط میذاری
یهو یه جایی به خودت میای که دیگه کار از کار گذشته
و زندگیت و تک تکِ چیزایی که داشتی رفتن اون سمتِ میز
![]()
یکی از خصوصیات خوب یا بدی که دارم اینه که
معمولا تک تکِ پُل های پشتِ سرمو خراب میکنم که به عقب برنگردم (نقطه)
اعتقادم اینه که کلا بازگشت به عقب اشتباهه
حالا هرچقدرم که میخواد خوب باشه واسه آدم (نقطه)
بماند که N بار ضربه خوردم سر این قضیه
ولی خب بهش معتقدم و زندگیمو میکنم
بدون اینکه حتی به پشتِ سر نگاه بندازم (سهنقطه)
![]()
وقتی که حتی نوستالژی داشتن مُد نبود :)
![]()
1580× همیشه اون سیبی که روی دورترین شاخه ست
وسوسه انگیزتره
![]()
دوس داره یه چیزایی رو هیچوقت از دست نده.
- مثلا چیو؟
: مثلا...
تو رو
![]()
Manchester By the Sea - 2016
![]()
1578× غمگین
مثلِ کسی که عزیزترینش
بهش بگه "شما"
![]()
1577× یه وقتایی هم هست که داری از پلههای پلهوایی بالا میری
و مردمی که دارن از تو خیابون رد میشن جوری نگات میکنن
یه جوری که انگار داری از دیوارِ برلین عبور میکنی
و لابد از خودشون میپرسن که چرا هیچ تیری به سمتت شلیک نمیشه؟
اون لحظه
تو نقشِ یه هدف رو بازی میکنی که به سمتش فحش شلیک میکنن
و با هر پله ای که بالا میری باید جا خالی بدی و بگی " آینه " :)
![]()
1576× بیا فرض کنیم پُستِ قبلی حقیقت داشت.
دستاتو میگرفتم و بازی رو ذخیره میکردم.
هربار که میباختم
بازی
از تو شروع میشد..
![]()
1575× بارها پیش اومده که یه کاری رو انجام دادیم
و حس کردیم قبلا همین اتفاق رو با تک تکِ جزییاتش دیدیم
نمیدونم دلیلش چی میتونه باشه
یعنی ممکنه زندگی ما هم یه تکرار باشه؟
مثل یه بازیِ کامپیوتری؟
که یه مرحله رو میخوایم رد کنیم ولی میبازیم و از نو شروع میکنیم؟
یعنی ممکنه هربار از خواب بیدار شیم
و از جایی شروع شه که قبلا Save کردیم؟
√ اثرات سریال Westworld
![]()
1574× دوربین را برمیدارم
و با یادِ تو
عکسی دو نفره میاندازم
لبخند میزنم
و هیچکس
تنهایی را در عکس نمیبیند
![]()
1573× یه وقتایی هم تو زندگی هست
که هر کاری که می کنی
هر حرکتی که انجام میدی
هر راهی که میری
به یه چیزِ خاص
به یه راهِ خاص
به یه نفرِ خاص ختم میشه..
![]()