1596× حذف شد..
![]()
1595× حذف شد..
![]()
![]()
1594× چشامو باز کردم
دیدم همش یه کابوس بوده
خواستم برات تعریفش کنم
هرچی گشتم پیدات نکردم
نبودی
![]()
1593× اینجا خونهست
میفهمی؟ خونه.
یعنی امنترین جایی که هرکسی بهش پناه میبره
آدم که از خونهی خودش نمیترسه..
![]()
لعنتی یه جوری تموم میشه
که حس میکنی یه چیز خیلی بزرگ رو تو زندگیت از دست دادی
![]()
1592× حذف شد..
![]()
1591× یه بارم تو یه جمعی نشسته بودیم و میخواستیم ورق بازی کنیم
هنوز شروع نکرده بودیم که هی درباره ی مردم حرف میزدن
چیزهایی که هیچ ربطی به خودمون نداشت و دونستنش هم ارزشی نداشت
و از اونجا که میدونستن کلا تو این فازا نیستم و خوشم نمیاد در مورد بقیه صحبت کنم
اومدن یه کم اذیت کنن و شروع کردن به سوال کردن از من در مورد بقیه.
خندیدم
همه با حالت پیروزمندانه خندیدن و گفتن حالا تو چرا میخندی؟
گفتم آخه برام عجیبه چجوری اینقد راحت نشستین و درد ندارین!
با تعجب گفتن چرا؟ مگه چی شده؟
گفتم هیچی! آخه کشمشم فضول بود چوب تو اونش کردن :)
و بخاطر همین پیروزی دیگه منتظرِ آس نشدیم و من حاکم شدم !
![]()
ولی این صدای پُر دردِ لعنتیت همچنان بهترین مرهم واسه دردهامه..
ممنونم ازت طاهرزاده ی دوس داشتنیم..
![]()