1654× امید چیز خوبیه

 

ولی امیدِ زیاد

امیدِ زیاد، آدمو می کُشه..


   حسین حیدری 

روزگار هیچوقت باهام راه نیومد. هیچوقت هوامو نداشت.

همیشه چوب گذاشت لای چرخم. همیشه لقمه رو هزار دور چرخوند دور سرم.

هیچوقت نشد چیزی رو بخوام و راحت بدست بیارمش.

یا بدست نیومد یا وقتی بدست اومد که دیگه لذتی نداشت.

همیشه حسرت هرچیزی که خواستم به دلم موند.

همه چی وقتی سخت تر شد که دور و ورمو یه مشت آدم به درد نخور گرفتن

یه مشت آدم که نه تنها مرهم نبودن، که نمک بودن و بدتر سوزوندن زخمامو..

همه چی وقتی سخت تر شد که دلم به یه نفرم خوش نبود که پشتم باشه

که یه نفر نبود خیالم ازش راحت باشه اگه یه وقت خواستم زمین بخورم نذاره بیافتم

همیشه به سخت ترین شکل ممکن زمین خوردم

و فقط خودم بودم و خودم که دستِ خودمو گرفتم و بلند کردم..

 

می بینی پیرمرد؟

زندگی هرچی جلوتر میره دردناکتر و طاقت فرساتر میشه..


   حسین حیدری 

1653× رسمش اینه که

همیشه دنبالِ چیزهایی هستیم که به دست نمیان

چیزهای غیرممکن.

یا همیشه دنبالِ چیزهایی هستیم که خیلی خیلی سخت به دست میان

به حدی سخت، که حتی ممکنه باعث از دست رفتن کلِ زندگیمون بشن.

رسمش اینه که

اگه یه روزی خیلی اتفاقی به دست اومدن

خیلی خیلی ساده از دست میرن

از دست میدیم‌شون


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها