۱۰۴۱× از خانه تا مدرسه را دویده بود
نفس نفس میزد
" آقا اجازه هست ؟ "
زنگ انشاء بود
« عید شما چگونه گذشت ؟ »
و کیف پسرک پر از فال هایی بود که نخریده بودند . . .
![]()
۱۰۴۰× چشمهای سُرخش چیز دیگری می گفت
پیرمردی که زیر باران می خندید . . .
![]()
۱۰۳۹× رفته بود رو دیوار و با نگاهش می گفت
" یا در ِ اون قفسو وا می کنی
یا دیگه تا عمر دارم برنمی گردم "
منم که عاشق قناریها بودم !
از اون روز دیگه ندیدم گربه َمو
رفت .
راستی . . .
قناریها رو هم دیگه نداریم .
![]()
۱۰۳۸× تو را در آسمان دیده ام
در خواب
و در بیداری !
پیدایت نکرده ام که بخواهم گُم َت کنم !
تو را به دست آورده ام
و به این سادگی ها نیست از دست دادنت
حتی اگر مجبور شوم
بالهایت را ببندم . . .
![]()
۱۰۳۷× : بازی تمام شده
کجا پنهان شده ای ؟
![]()
۱۰۳۶× چرا هیچکی باور نمی کنه ؟
من از پنجره دیدم
من دیدم رو زمین افتاده بود و جون می کند
تازه دو نفرم رو سرش بودن و نگاش می کردن
یکی چاقو داشت پولها م پیش اون یکی بود
من از پنجره همه چیو دیدم دکتر !
« در حالی که فریاد می زد
دو نفر دستهایش را گرفتند و پرستار آرامبخشی به او تزریق کرد »
و صدایی آرام آرام دور می شد !
" مرغ زنده . . . مرغ زنده "
+ سعی میکنم هرچن وقت یه بار فضای پست ها از تلخی و خشکی در بیاد...
![]()
۱۰۳۵× بچه ها
به امید یک بار برنده شدن
روزها و شب ها گل یا پوچ بازی می کردند
پدر
با خنده ای تلخ دستش را رو می کرد
و باز هم خالی بود
مثل ِ . . .
مثل جیب هایش
![]()
۱۰۳۴× می پرسم چرا دوستم نداری ؟
می دانم
می دانم سوال مسخره ای ست !
و پاسخ همیشگی توست
« چشمهایت »
وقتی که می خندی . . .
![]()
۱۰۳۳× خستگی و ناامیدی را می شد در چشمانش دید !
غزالی که می دوید
می دوید
می دوید
و بی فایده بود . . .
![]()
۱۰۳۲× گاهی یه اتفاقایی تو زندگی آدم میافته
که باید چشاتو ببندی
و با اینکه نمیشه فراموش کرد
بگی تموم شد .
و هی تاکید کنی که ، تموم شد
حتی اگه نشده باشه . . .
![]()
۱۰۳۱× " چند سالی ست بخش اول زندگی ام تمام شده
بخش دوم هم که خسته کننده بود
های همدردها
ممنون که مرا به بخش آخر رساندید "
پیرمرد با خودش اینها را می گفت . . .
√ به یاد « پست 18 »
![]()
۱۰۳۰× چشمهای کوچکت که نمی بینند
گوشهایت را هم بگیر
که مبادا صدایی بشنوی !
که مبادا بشنوی کسی با صدای معصومانه اش می گوید
آقا فال می خرید ؟
که مبادا بشنوی صدای ترمز ماشینی را
که کسی را به آرزویش رساند !
و یا حتی ناله های مادری
که فرزند نامشروعش را کُشت !
این ناله های پی در پی
از خوشبختی ِ مردم توست !
می دانم که راحت می خوابی
و می دانم که زیبایی به سیرت است
نه به صورت !
پس بخواب
شاید در خواب کمی زیباتر شدی !
۱۳۹۱/۸/۱۷
![]()
۱۰۲۹× گوشه ی خیابان نشسته بود
با سه تاری در دستش !
می نواخت
عجیب می نواخت
و کاسه اش خالی بود . . .
![]()
۱۰۲۸× در گوشه ای از آسمان
پشت این همه ابر
چیزی آشناست
ماه ـی که همیشه هست
ماه ـی که شاید مال من نباشد
اما مطمئنم در گوشه ای دیگر از زمین
کسی به نورش دل خوش کرده است . . .
![]()
۱۰۲۷× مکان پرند . زمان 6 صبح
سوار تاکسی هستیم
یهو یه ماشین می پیچه جلومون که دو تا مسافر زن رو سوار کنه
و تق !
تصادف . . .
با خودم فکر می کنم
یارو هنوز خودش بیدار نشده
چیزش بیدار شده !
![]()
۱۰۲۶× عجیب دوست دارم دریا را
پرواز میان امواجش را
عجیب دوست دارم این غرق شدن ها
میان موهای تو را . . .
![]()
۱۰۲۵× : مرد که گریه نمی کنه !
- نامرد چی ؟!
![]()
۱۰۲۴× می گفت :
" دچار بحران شخصیت شدم
بس که تو بچگی گوشمو کشیدن دراز شد
الان خودمم نمیدونم آدمم یا خر ! "
چن دیقه بعد گوشیش زنگ خورد ! زنش بود !
صداش می اومد :
" من شب بر نمی گردم . خونه دوستامم . غذا تو یخچال هست ٬ بخور "
یکی گفت مرسی من پیاده میشم !
پشت شیشه گفت راستی ،
خری !
منم موافق بودم باهاش . . .
![]()
۱۰۲۳× دستاشو شست
همه دور میز بودن
" شام چی داریم ؟ "
هیچکسم ندونست که همین الان
یکیو کشته
با حرفاش
![]()
۱۰۲۲× " شیرینه لاکردار ! نمیشه خوردش "
زندگی واسه بعضیا اینجوریه
واسه بعضی هام که . . .
" ببخشید قند دارید ؟ "
![]()
۱۰۲۱× هر کجا که می روم
نشانه ای از خود بر جای می گذارم !
هه !
به خیالم
هنوز هم در پی ام
آواره ای . . .
![]()
۱۰۲۰× همیشه از ماهی های کوچک است
که به بزرگها می رسی !
رسم ماهیگیری این است
رسم آدمها را نمی دانم . . .
![]()
۱۰۱۹× و چشمهای تو
بزرگترین معجزه ی تاریخ است
که با هر باز و بسته شدنش
کسی اینجا
جان می دهد . . .
![]()
۱۰۱۸× میگه چه خبر از زندگی ؟
میگم زنده گی با همون چرخ های بزرگش در حال گذره
واسش فرقی نداره کی هستم کی هستی کی هستیم
همین که یه ذره سرعتمون کم شه
بهمون می رسه و له میشیم .
به همین سادگی . . .
![]()
۱۰۱۷× زخمهایش که خوب شد
دستهایم را گرفت
نگاهی به چشمانم کرد
و رفت . . .
می دانست
این سگ که در چشمان من است
سگتر از این حرفهاست که رام شود . . .
![]()
۱۰۱۶× شاید گاهی از خودخواهی ست
که رد پایش را
در روز هم می توان دید !
اما یک چیز را خوب فهمیده ام !
ماه به شب خیانت نمی کند
همانطور که تو
به . . .
![]()
۱۰۱۵× با ذهن شلوغم عجیب درگیرم !
هی می پرسه :
" چگونه می توان اینهمه تنهایی را پوشاند ؟ "
![]()
۱۰۱۴× کفشای خاک نخورده
لباسای نو
عروسکای شیک
دیوارای تمیز
یا هر چیز دیگه ای که لوکس و بدون خط خوردگیه دوس ندارم
حتی دلهای پاک !
چقد خوبه که چن بار خطا کردی
چقد خوبه که چن بار با کارات شکستیم . . .
![]()
۱۰۱۳× در بیابانی که هیچکدامتان نیستید
و در شبی که عجیب سرد است
روی ماه می نشینم
قلاب می اندازم
و ستاره می گیرم . . .
( بهترینش را )
نه ! نمی توانید تصور کنید . . .
![]()
۱۰۱۲× این (سرما)خوردگی هم تموم میشه
حتی بدون قرص
حتی
بدون تو . . .
![]()