۱۰۳۵× بچه ها
به امید یک بار برنده شدن
روزها و شب ها گل یا پوچ بازی می کردند
پدر
با خنده ای تلخ دستش را رو می کرد
و باز هم خالی بود
مثل ِ . . .
مثل جیب هایش