1693× قطار آمده بود
و ما برای مسافرهای جامانده دست تکان می دادیم
چشمانمان را میبستیم
دور می شدیم
و دیگر خویش را به یاد نمی آوردیم
![]()
امروز جمعه، بیدار که شدم یه سری کار داشتم، و طبق معمول گفتم از فردا.
ولی خیلی یهویی زدم بیرون و به کارام رسیدم.
می خوام بگم که پست قبلی همیشه کارایی نداره و فکر نکنین همیشگیه :)
![]()
1692× میگم از فردا دیگه فلان کار رو انجام میدم.
فرداها میان و هی میگم از فردا.
فردا
فردا...
لابد با خودمم فکر میکنم حرف مرد یکیه و هیچ ربطی به اراده یا گشادی نداره !
![]()
1691× - به نظرت رنگِ زندگی چیه؟
: زندگیِ من یا تو؟
![]()
1690× یه بزرگواری هم بود که
فقط
مجانی می کرد !
![]()