1693× قطار آمده بود

و ما برای مسافرهای جامانده دست تکان می دادیم

چشمان‌مان را می‌بستیم

دور می شدیم

و دیگر خویش را به یاد نمی آوردیم


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها