1641× پرستار قرصا رو لای انگشتاش گرفته و داره سعی می‌کنه بندازه ته حلقم

یه لیوان آب تو دستشه و با اشاره بهم می‌فهمونه دهنمو وا کنم

لج نمی‌کنم.

زور نمی‌زنم.

تقلا نمی‌کنم.

قرصا رو می‌ندازم زیر زبون و لیوان آبو سر می‌کشم

می‌گه زبونتو دربیار ببینم

زبونمو تا ته می‌کشم بیرون

می‌گم عَعههههه

می‌خنده می‌گه دیوونه

تا نگاهشو ازم نگرفته دوباره زبونمو درمیارم می‌گم

عَععههههههههه

بلندتر می‌خنده و درحالی که داره می‌ره می‌گه

دیووووونه

 

آخ

 

یعنی می‌دونه؟

می‌دونه که هربار یاد دیوونه گفتنای تو می‌افتم؟

یاد وقتایی که دست تو دستم می‌ذاشتی و

اگه تا اون سر دنیا هم می‌رفتم پا به پام می‌اومدی

می‌گفتی دیوونه‌ای دیگه. نمی‌تونم تنهات بذارم. کار دست جفتمون می‌دی

 

یاد وقتایی که می‌گفتم اگه بمیرم

کسی می‌فهمه تو قاتلی؟

و با بُهت می‌گفتی من چرا دیوونه؟

می‌خندیدم می‌گفتم آره اون چشات آخر منو می‌کُشه

می‌خندیدی می‌گفتی دیووووونه

 

یاد وقتایی که دستامو می‌گرفتی و عرق می‌کردم

وقتایی که نگام می‌کردی و اشک تو چشام جمع می‌شد

وقتایی که اسمتو می‌آوردم و صدام می‌لرزید

یاد وقتایی می‌افتم که سرت رو شونم بود و قلبم تندتند می‌زد

می‌گفتی چته؟

می‌گفتم هیچی عاشقم. عاشق تو.

می‌خندیدی

 

امروز

وقتی داشتم قرصا رو از زیر زبونم در می‌آوردم و می‌بردم بندازم تو سطل آشغال

شنیدم دکتر چی گفت

می‌گفت حالش خوبه می‌تونه مرخص شه

ولی تو بیا بگو خوب نیستم

بیا بگو تو رو کم دارم

بیا بگو

جون من بیا بگو

آخه کدوم قرصی می‌تونه جای تو رو بگیره؟

کدوم دکتری می‌تونه تو رو بهم برگردونه؟

دِ بیا دیگه

بیا بگو لعنتی

بیا بگو من کجا بدون تو رفتم که تو داری تلافی می‌کنی؟

اصلا چطور تونستی بدون من بری؟

مگه جفتمون با هم تو ماشین نبودیم؟

 

حسین حیدری

پیشنهاد: همین متن رو بشنویم با صدای محمد معظمی عزیزم (دانلود)


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها