ممنون از لطفی که بهم داشتین . اما من دنبال تمجید نیستم .

توی نظراتتون یه تیکه هایی بیشتر نظرمو جلب کرد

ممنون از همتون . . .

 

ظاهرت با باطنت فرق میکنه .

آدم ترسناکی هستی .

کلا اونی نبودی که فک می کردم .

آدمی ک در عین عجیب بودن خیـــــــــلی ساده اس !

گاهی مغرور میشه و این غرور تو بعضی پستاشــم معلوم میشه !

آدمی که نه میشه گفت خوبه نه میشه گفت بده !

فقط دوست داشتنیه

کسی که میتونه "تکیه گاه" محکم و قابل اعتمادی باشه

آدم متفاوت و خاصی هستی .

انگار یه جور غم و درد پنهان داری

به نظرم سرد و بی روحی . طوریکه هیچ چیزی خوشحالت نمیکنه

و خیلی سخت از دیدن چیزی یا کسی شاد میشی

یه کم یا شایدم بیشتر از یه کم خودخواه و مغروری

هم رکی هم احساسی .

احساساتت دم دستته . مثه آدمای دیگه قایم نمیکنی !

بعضي از پستا هست که آدم واقعا" همزاد پنداري ميكنه

و همه ی حرفاش می شه فقط يه لبخند تلخ

یه آدم آزادی !

نوشته هات به دل میشینه هرچند خودت یجوری هستی

مغروری...یه ذره بداخلاقی

اما خب خوبه ادم خوبی هستی

شاید اگه کسی بتونه . . . رو توصیف کنه

بتونه شما رو هم توصیف کنه

نویسنده اینجا از نظر من یه آدم خیلی خاصه

کسیکه به احساسش خیانت نمیکنه و بهش پایبنده

گاهی لحنش تنده

اما حس میکنم ظاهرش با درونش فرقی نداره

یه قلب صاف و ساده داره شخصیت مجازیت

 

و این نظر (که نظر یک نفر بود فقط)

حسین کسیه که شناخته نشده و نمیشه چون مرموزه ،

چون برخلاف راحت نوشتنش سخت درون گرا هستش

مهمترین خصلت حسین اینه که تو دلش هیچی نیست ..

به همه چیز لبخند میزنه و برای همه دست تکون میده ..

زود میبخشه و البته زیاد میبخشه

ولی اگه تعداد اشتباهات کسی زیاد بشه

و اشتباهات بزرگی انجام بده

شاید ببخشدش

اما دیگه قبولش نمیکنه حتی اگه احترامش رو حفظ کنه ..

حسین شکنندست

اما میخواد قوی باشه حتی با حرف ..

و این قدرتش رو

از تکیه گاهی که مطمئنه محکمترین هستش بدست میاره

و فقط برای همون تکیه گاه سر خم میکنه نه بنده هاش ..

حسین مهربونه .. خیلی زیاد ..

گاهی به خودش میگه بسه پسر ، که چی .. ؟

تو هم کمی چشمت رو ببند اما نمیتونه ..

چون این محبت تو ذاتش حک شده ..

حسین برای خیلی چیزا سختی کشیده

برای همین قدرشون رو میدونه و نمیخواد از دستشون بده

و میخواد این صفت رو تو بقیه به وجود بیاره ..

از خواهش کردن و خواهش شنیدن بیزاره

چون از دیدش کار بیهوده ایه و ضعف ادما رو نشون میده ..

برای همین میگه سعی کنید خودتون همه چیز رو بدست بیارید ..

از لوس کردن بدش میاد

برای همین کمتر از علایقش میگه

تا از لوس شدن اونها جلوگیری کنه ..

اما حسین گاهی بد میشه ،

با اینکه نمیخواد دل بشکونه اما این کار رو میکنه ..

با اینکه بی معرفت نیست

اما گاهی برای تن هاییش دیگرون رو تن ها میذاره ..

گاه خودخواه میشه و حسود .. !

و متاسفانه گاهی تو جوایی قرار میگیره که اصلا خوب نیست .. اصلا ..

حسین مینویسه

حتی اگه اون نوشته از حسین ِ درونش نباشه

و این یعنی من هنوز نمیشناسمت .. !

 

نظر یه دوست دیگه : (اغراقش زیاده . اما یه جاهایی خیلی خوب اومد)

سوال (حسین) چیست ؟

حسین خوب در عین بد بودن

خاکیه در عین مغرور بودن

خودخواه در عین مهربون بودن

سادست در عین پیچیده بودن

حسین اونی نیست که خونده میشه شنیده میشه دیده میشه

حسین خیلی وقته مرده و تمام این خوبی هایی که می بینی

ته مونده ایی از اون حسین سال ها پیشه.

خودش رو کشت تا کشته نشه . . .

سختی ها رو به جون خریده در تمام سال های عمرش . . .

درد رو میفهمه با تمام وجود . . .

دوس داره همیشه ناشناخته بمونه تا تکراری نشه

و این کارو خیلی خوب انجام میده

حسین یکی از معدود ادمهاییه

که من می تونم باهاش خودم باشم . . .

تو تکرار نشدنی ترین ادمی هستی که دیدم


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها