۰۹۹۵× تو و آنهمه خوشبختی

میان دستهای دیگری !

من و اینهمه دلتنگی

زیر یک چتر !

آن عابری که زیر باران می خندید

من بودم . . .


   حسین حیدری 

 
آرشیو نوشته ها