اینقد درد و بدبختی تو زندگی سگی ما هست
که اصن وقت نمی کنیم به فکر شکست عشقی و این خزعبلات باشیم
وجدانن برام عجیبه..
یعنی از دست دادن کسی
چه از طریق خیانت
چه هر جور دیگه ای که باشه
باید بشه درد زندگی؟
باید بشه دلیل غم و غصه؟
یعنی اینقد زندگیتون فانتزیه؟
یعنی اینقد درد واقعی تو این زندگی ها نبوده؟
اینا درده؟
با اینکه همیشه سعی کردم کسی نفهمه تو زندگیم چه خبره
اما هر بار با خودم میگم شاید از سفینه ی دیگه ای اومدم
که دردام.. دغدغه هام.. بدبختیام.. مشکلاتم.. تموم سگدو زدنام..
که هرچی دارم و ندارم.. که هرچی گوه تو زندگیمه..
با مال بقیه فرق داره
![]()