1572×
رو نیمکتِ چوبیِ گوشهی پیادهرو نشسته بود
عصاش کنارش بود
یه دستش به سیگار بود
و اون دستشو تو جیبِ پالتوش قایم کرده بود
که تنهاییشو بپوشونه..
√
حسین حیدری
آرشیو نوشته ها